الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

615

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

( اعداد ، 27 : 1 . 11 ) و . . . . با اين همه ، بايد دقت داشت كه در شريعت يهودى ، معسه به اين اعتبار منبع قانونى حقوق است كه عالمان هلاخا آن را به عنوان منبع قانون‌گذارى مىشناسند و اصول هلاخا را كه بخشى از نظام عام هلاخا هستند از آن استخراج مىكنند ، نه به اين دليل كه معسه همان قدرت و اعتبار رويهء الزام‌آور را دارا است . « 1 » و ) سِوارا ( عقل ) « 2 » سِوارا ( « نتيجهء منطقى » ، « عقل » ) عبارت است از منطق حقوقىاى كه عالمان هلاخا در استدلال‌هايشان به كار مىبرند . سوارا آن دسته از قواعد شرعى را ارائه مىكند كه مستقيماً از عقل بشرىِ عالمان هلاخا ناشى شده‌اند . « عقل » به عقيدهء عالمان يهود گاه منبع تاريخىِ كاركردِ ديگر منابع قانونى شريعت يهودى است . براى مثال ، آنگاه كه يك حكم شرعى به وسيلهء ميدراش وضع مىشود ، عملِ تفسير منبع مستقيم و ايجادكنندهء اين حكم است ؛ با اين همه ، راهنماى مفسّر در طى فرايند تفسير عبارت است از عقل و منطق و استدلال . از اين رو ، « عقل » منبع تاريخى و عملى اين حكم است . همين سخن دربارهء قواعدى كه به وسيلهء منابع قانون‌گذارى ، يعنى تقانا ، معسه و مينهاگ وضع مىشوند مصداق مىيابد ، چرا كه قوانينى كه بدين صورت براى پاسخ گويى به نيازهاى جديد وضع مىشود تحت سيطرهء « منطق » است . به رغم اين مطلب ، « عقل » به اعتقاد آنان منبع قانونى شريعت يهودى نيز هست . عقل گاهى منبع مستقيم يك قاعدهء خاص است ، و اين در جايى است كه اين قاعده فقط به استناد عقل و استدلال وضع شده باشد ، و از اين جهت عقل در همهء حوزه‌هاى هلاخا نقش مهم دارد . جايگاه والاى عقل را مىتوان در طبقه‌بندى قوانين مشاهده كرد : در حالى كه قوانينِ ناشى از تقانا ، معسه و مينهاگ در زمرهء قوانين معروف به دِرَبانان ( « از عالمان » ) طبقه‌بندى مىشوند ، قوانينى كه منبع مستقيم آنها عقل است در طبقهء دِاورَيتا ( « از تورات » ) جاى مىگيرند . اين جايگاه حاصلِ اين اصل اساسى و زيربنايى كل نظام هلاخا است كه تورات بر اساس صلاحيّت و مرجعيّت عالمان هلاخا نازل شده است ؛ از اين رو ، مىتوان گفت كه هر قاعده‌اى كه از عقلِ عالمان هلاخا نشأت گرفته است ، از خود تورات ناشى شده است ، زيرا به عقيدهء آنان عقلِ عالمان هلاخا با منطق درون تورات منطبق است . « 3 » نمونه‌اى از استناد به عقل به عنوان منبع مستقيم وضع قانون را مىتوان در بحث تلمودى زير كه اهميّت بسيارى دارد مشاهده كرد : اصل مهم يهوديّت اين است كه اگر به كسى گفته شود كه قانون تورات را نقض كن و الا كشته مىشوى ، وى بايد قانون را نقض كند تا كشته نشود ( تلمود ، سنهدرين 74 الف ) ؛ زيرا به

--> ( 1 ) . Ibid . , p . 642 . ( 2 ) . sevarah . ( 3 ) . M . E . , " Sevarah " , EJ . , v . 14 , p . 1195 - 6 .